خرید بک لینک
همه عمر برندارم سر از این خُمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن تو چو روی باز کردی

برچسب: نویسنده: فاطمه شاکری تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 6:02

دلم گرفت که وقتی دیگران می ایند من خودم را خسته می کنم که ازشون پذیرایی کنم شام ونهار می دهم ,اون وقت رفتیم خونه نویشون یک چای ومیوه دادند وتمام اونم مایی که هریکی دوسال یکبار می ریم اونجا خیلی نارا

برچسب: نویسنده: فاطمه شاکری تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 6:02

داشتم به همسر چیزی می گفتم :

بعد بدون توجه به حرف من برگشته می گه هورمونهات بهم ریخته !!!!

درصورتی که واقعا اینطور نبود

همیشه هم به دفاع از خواهرش از شوهر خواهرش بدمی گه

منم گفتم :پس خواهرت حرف می زنه هم هورمونهایش بهم ریخته ؟؟؟

رفت تو فکر...

ولی اون کار را انجام شد والانم راضیه

من از بس سعی می کنم رعایت حال بکنم موقع گفتن حرف حق این جواب را می شنوم

چرا آقا یون فکر می کنند خواهر خودشون حق داره ;همسرشون هورمونهاش بهم ریخته ؟؟؟

این تفکر از کجا می اید ؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: فاطمه شاکری تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 6:02

ننمی دونم این حجم اضطراب, از کجا وجودم را گرفته؟؟؟

حداقل در زندگی شخصی خداراشکر مشکلی ندارم ;اما نگرانی که برای هموطنام هست حالم را بد می کنه واقعا ...

دیشب سر یک چهارراه مهم شهر پیرمرد خمیده زیر بار کیسه بازیافتی ها واستاده بود از فرصت چراغ قرمز استفاده کردم بهش عیدی دادم

می ترسم از اخبار نمی دونم چی می شه بهترین سالهای عمرم گذاشت ودر استانه میان سالی خبرها موجب اشفتگی روانی می شن خدا بخیر کنه

برچسب: نویسنده: فاطمه شاکری تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 6:02

این روزهای دغدغه اکثریت قریب به اتفاق جامعه مشخصه

منم مثل بقیه

خواب بودم تو عالم رویا, می دیدم با خ ا ت م ی رییس. جم ه ور سابق جلسه دارم خیلی با حال بود

خدا کنه امشب با بو ش پسر ج لس ه نداشته باشم هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها

برچسب: نویسنده: فاطمه شاکری تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 6:02

صفحه بندی